از زمانی که برای اولین بار، ایده راهاندازی مدارس و هوشمند در ذهن اصلاحگران نظام آموزش و و پرورش خطور کرد و کامپیوتر، جایگزین تخته سیاه شد و CD جای دفتر مشق نشست، تلاش شد آموزش، جنبه انسانی تری پیدا کند، نیازهای متنوع دانش آموزان در نظر گرفته شود، آموزش در جهت پاسخگویی به این نیازها بنا شود و دانش آموز در آموزش، مشارکت داشته باشد.
امروزه، دیگر از مکتب خانه خبری نیست. دانش آموزان نیمکت نشین شده اند و اگر چه در بسیاری مدارس، هنوز معلم گوینده و شاگرد شنونده است ولی با ایده راه اندازی مدارس هوشمند و پیشرو، قرار بر این است که ضمن آموزش علوم تجربی مفاهیم ریاضی، زبان و علوم اجتماعی، کوشش جهت داری نیز برای ارتقای مهارت های زندگی و دانش آموزان به عمل آید و به طور کلی مهارت های لازم برای داشتن یک زندگی موفقیت آمیز، با در نظر گرفتن تحولات اجتماعی، به دانش آموزان آموخته شود. مدرسه پیشرو، براساس این تعابیر، مدرسه ای است که قادر است کارکرد خود را با توجه به نیازهای روز جامعه و کودکان تغییر دهد و ارزیابی کند. در این مدرسه،دانش آموز شریک معلم در آموزش و پرورش حرفه ای اوست. ویژگی و شاخصه مهم این مدارس، توجه به تمام ابعاد وجودی و شخصیتی دانش آموز در مدرسه و وظیفه مدارس پیشرو و هوشمند آن است که مهارت های زندگی را به دانش آموز بیاموزد و فرصت تمرین آنها را نیز در کلاس و مدرسه به وجود آورد.
تاکید بر مهارت های فکر کردن، تدریس ارزش ها، فراهم کردن محیط یاددهی و یادگیری تعاملی، فراهم کردن انواع شیوه های آموزشی برای استعدادهای مختلف، آگاهی دادن به اولیاء در مورد آنچه در مدرسه واقع شده است و فراهم کردن فرصت های همکاری افراد جامعه با مدرسه، از جمله راهبردها و خط مشی های مهارتهای وی هست که سال گذشته در مدارس هوشمند بعنوان طرحی جدید در نظام آموزشی در سراسر کشور دنبال شد. در مدارس هوشمند، نقش مدیر، معلم، دانش آموز و والدین تغییر خواهد کرد و با توانایی ها و دانش خود، نقش موثری در مدرسه خواهند داشت. دکتر فربد، جامعه شناس معتقد است: ارتقای مهارت ها، توانایی ها و قابلیت های فردی دانش آموزان از طریق تحکم و فرمانبرداری امکان پذیر نیست، بلکه تنها از طریق ارتباط تعاملی است که مهارت ها تقویت می شود. روی دیگر ارتباطات تعاملی میان معلمان و دانش آموزان در محتوا و برنامه کتب درسی نمایان می شود. در مدارس هوشمند، تمام دانش آموزان، مفاهیم آموزش را درک می کنند تا مقصود از آموزش خود را بدانند. از وظایف و مسئولیت های خود در جامعه آگاه می شوند. برنامه درسی در دانش آموزان، مهارت و نگرش نقادانه و خلاقیت مثبت ایجاد می کند. به دانش آموزان کمک می شود که روابط بین موضوعات مختلف را درک کنند. این جامعه شناس ضمن تا کید بر اینکه محتوای کتب درسی باید براساس نیازها، اطلاعات و مهارت های جامعه طبقه بندی شود، می گوید: برنامه های درسی موجود باید بازنگری و به روز شوند، به دانش آموزان نیز اجازه داده شود تا از برنامه درسی خود، فراتر گام بردارند. برای دستیابی به این اهداف باید پژوهش شود و سپس براساس یافته های پژوهش، دست به تغییر زد.
نتیجه گیری...ما را در سایت نتیجه گیری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 80